برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
We are told to remember the idea, not the man, because a man can fail. He can be caught. He can be killed and forgotten. But four hundred years later an idea can still change the world. I've witnessed firsthand the power of ideas. I've seen people kill in the name of them; and die defending them. But you caot kiss an idea, caot touch it or hold it. Ideas do not bleed. They do not feel pain. They do not love
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
عن من عنم عن عنباظلذادئبوتلغ.اعتمانلتبالبظییبلعه/.نوتئد
چقدر خستهم.
چقدر بدبختم.
الررالزلزلنتلتظیالبدالبدذطیبوننتالتلاب
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
خنک آن قماربازی
آدم باید فکر کنه که تهش یه چیزی هست. وگرنه که چرا اصولا باید بخواد که دووم بیاره؟
گریه میآید مرا
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
هی به خودم میگم الان میرم میام همهچی رو راه میندازم همهی کارا رو راستوریس میکنم؛ اما بدجوری گرخیدم. فقط عقبش میندازم از ترس. دوباره الان اینجوریم که نه، توانایی خودت رو به خودت ثابت کن.
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
خیلی کوتهبینانه میگم.
خوب شد امروز تعطیل شد که به کارای نشریه برسم و بتونم متنای بچهها رو ویراستاری کنم. اما که چی؟ توی این شرایط نشریه منتشر شه؟ آنلاین منتشرش کنم یه ویژهنامهی کرونا بهش اضافه کنم؟
ولی دستودلم به کار میره الان؟ میبرمش. یه کاریش میکنم. به خودم کمک میکنم. نشریه رو با همین مطالب و با ویژه نامهی کرونا، آنلاین میدم بیرون.
امروز قرار بود ساعت ده بیدار شم و دوازده بیدار شدم.
دوباره هم از ساعت سهونیم تا پنج خوابیدم.
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
به این نتیجه رسیدهم که بزرگترین لطفی که میتونم در حق خودم بکنم اینه که
* به خودم قول بدم ساعت خواب منظم داشته باشم. از 12 تا 8 صبح.
(قبلا برنامم این بود که مقدار خوابم رو کم کنم تا بیشتر به زندگیم برسم ولی الان فکر میکنم هیچ جوره نمیارزه. کمخوابی کیفیت و کمیت کارایی که تو طول روز میکنی رو کم میکنه و باعث بیانگیزگی و افسردگی آدم میشه. بعدم گور بابای این زندگی. لااقل آدم مطمئنه که توی خواب اوقات بهتری رو میگذرونه.)
* و بعد از 12 شب هیچ کاری نکنم حتی اگه کارام مونده باشه.
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
تصمیم دارم ارشد فلسفه بخونم، همین دانشگاه تهران البته فعلا علی الحساب، شاید در نتیجه تحقیق نظرم عوض شه.
باید حواسمم جمع کنم که واقعا دنبال رتبه و اینها نیستم. میخوام فقط چیزی رو که میخوام، جایی که میخوام قبول شم.
بعد شاید بتونم از این آموخته های تئاتر استفاده کنم.
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
من امشب تصمیم گرفتم بکشم بیرون مگه اینکه عکسش ثابت بشه.
میکنم این کارو؟
میکنم این کارو.
فقط نمیدونم چجوری دوستانه ادامه بدم که یه سری فضائل بتونم کسب کنم؟
شایدم بیشتر از این نیازی نباشه دوستانه ادامه بدم به هر حال فضای کلی دستم اومده.
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی