خرید بک لینک
من بر آنم که آدم دیگری شوم.

این سیر زندگی بی تغییر روزانه که هر روز (نزدیک به شیش ساله) داره تکرار میشه مسخره است.

من از وقتی یادم میاد همین بودم با همین دغدغه ها و همین مشکلات؛ بی هیچ تغییر ویژه ای.

مرا تغییر باید.

من

باید

آدمی

بشم

که

اونقدر

از

خودم

راضی

باشم

که

وقتی

یکی

ازم

بد

میگه

ناراحت

نشم

و

بگم

مشکل

از

خود

طرفه.

خب ممکنه جمله ی بالا باعث بدفهمی بشه. بذارین بازش کنم. منظور من در کل اینه که دلم میخواد هر کاری می کنم خودم رو دوست داشته باشم، عملکرد خودم رو دوست داشته باشم و انقدر به کارم مطمئن باشم که اگر کسی سرکوبم کنه سرم رو بالا بگیرم و به پهنای صورتم بخندم و تو دلم بگم هی تویی که داری از من ایراد میگیری من از خودم راضی ام. این بهترینِ منه!!!

می دونین دلم میخواد آدم خاصی باشم با عادت های خاص. مثلا شلخته بودن در عین نگه داشتن یه جور نظم در مجموعه های بزرگ تر. دلم میخواد تیز باشم. تیز بودن. تیز بودن. یا مثلا پری دلوپلین تو کتاب استارگرل همیشه لیمو می خورد. یه سری کار این شکلی. یا مثلا میرم مدرسه می بینم بچه ها یه سری روش های مخصوص دارن برای درس خوندن و امرار معاش. مثلا طرف به جای تخته شاسی بزرگ یه تخته شاسی کوچیک با طرح بتمن میاره.

خب جا داره بپرسین تمام مشکل تو توی زندگی همینه؟ و جا داره بگم نه. ولی وقتی آدم شروع کنه چیزهای کوچیک رو تغییر بده به تدریج جرئت تغییر دادن چیزای بزرگ رو هم پیدا میکنه. این قدرت ذهنه.

من می خوام کاری کنم مِن بعد به خاطر وجود اسما، به دیگران و به خودم خوش بگذره. و می خوام به ارزش های ثابتی تو زندگیم برسم. من می خوام اگه تصمیم می گیرم حجاب داشته باشم بین بچه های بی حجاب خجالت نکشم از این که روسری سرم می کنم.

من قوی ام. بیشتر از اون چیزی که بتونم باور کنم. من من من خود قدرتم، خود اراده ام، خود شادی ام، خود رویام.
من به دنیا نیومدم که با یه عالمه حسرت و گناه زندگی کنم.

من رسالت خودم رو دارم. هرچند کوچیک اما موثر.

نوشته شده توسط آکو در ساعت | لینک |

برچسب: نویسنده: آتنا رضوانی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 8:21

صفحه بندی